Site in englishزبان فارسی

صفحه نخستمقاله هاگفت و گوهاسخنرانی هادرس هاکتاب هایاد داشت هابیانیه هانقد و نظرزندگی نامهعکس هاتماس

---

 

صدای مردم صدای خداست

از آزادی و عدالت تا قانونگرایی، خشونت‌پرهیزی و صلح ‌طلبی
 


درآمد
می‌دانیم که ایران در ماه‌های گذشته درگیر جنگ و ناامنی بوده است. پرتاب و انفجار موشک‌ها و بمباران هواپیماها آرامش و آسایش را از مردم ایران ربود و کشته‌ها، زخمی‌ها و ویرانی‌های بسیار درپی داشت. اکنون آتش جنگ خاموش شده و ما مردم ایران درگیر تحولات، کاستی‌ها و دشواری‌های پسا جنگ هستیم؛ با این نیمه‌امید که باردیگر صدای «جغد جنگ» بر بامِ سرای مام میهن ننشیند و نفرین و بداندیشی (مُرْغوا) را آغاز نکند.
طی این روزها در فکر نوشتن بوده ام. این فراز‌ها که درپی می‌آید، بازتاب صدای اکثریت مردم است و در عبارت: «صدای مردم صدای خداست» تبلور یافته است. این عبارت، برگرفته از متن لاتین در میانۀ سدۀ شانزدهم میلادی است: “Vox populi, vox Dei” که به زبان انگلیسی با این عبارت برگردانده شده است:
"the voice of the people is the voice of God." (واژه‌نامه‌های آکسفورد و مِریام وِبسْتِر).
مفهوم «صدای مردم صدای خداست»، حاکی از ارادۀ مشترک مردم است که در خرد جمعی آنان نمایان می‌شود و باورهای اکثریت مردم و نیز بهره‌گیری از نظرات مردم در اِعمال حاکمیت سیاسی را رقم می‌زند. براین اساس، آنچه در پی می‌آید به باور من جلوه‌هایی از «صدای مردم» است:
«ایران»، کانون همبستگی و وحدت ملی
همواره برای ما ایرانیان، اهمیت و حفظ موجودیت ایران به‌درستی از بالاترین سطح و اولویت برخوردار بوده است. آنچه کانون اصلی همبستگی و وحدت ملی مردم ایرانی است، ذیل یک کلمه فهمیده می‌شود: «ایران». مردم ایران دارای باورهای دینی، سنت‌ها، آداب و رسوم، زبان‌ها و سبک‌های زیست فردی و اجتماعی اند. این «ایران» است که می‌تواند جمعیت 90 میلیونی مردم را زیر چتر یگانۀ خود قرار دهد.
یک آموزۀ خردمندانه و اخلاقی به ما می‌آموزد: «چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.» عبارتی که به اندازه ای واضح و معنادار است که نیاز به شرح و بسط ندارد. این سرمشق جاویدان به ما می‌آموزد که باید چراغ خانۀ میهن همواره روشن و تابناک باشد، مردم با امنیت، رفاه و آسایش در آن زیست کنند و همواره ارزش ذاتی، عزت‌نفس، حرمت و سلامت آنان درنظر گرفته شود.
سیاست‌ورزی خردمندانه
رفع بحران‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران در اتخاذ سیاست‌‌ورزی خردمندانه و علمی در دو عرصۀ ملی و بین‌المللی، به‌ویژه با همسایگان ایران است. سیاست‌ورزی صرفاٌ کار استادان و متخصصان علوم سیاسی، روابط بین‌الملل، حقوق، اقتصاد و برنامه‌ریزی است. لازم است جایگاه نخبگان اصیل و مردم‌گرا در ایران به‌درستی شناخته شود و مرزهای دانش و اندیشه از عوام‌گرایی و هیاهو، متمایز و تفکیک گردد. به عبارت دیگر، ایران نیازمند آن‌است‌که شخصیت‌های برجستۀ علمی، با تجربه، میهن‌دوست و اخلاقی بر صدر نشینند و سکان‌داری امور کشور را در دست بگیرند. چنین اندیشه‌ و نگرشی، فرصتی‌ زرّین و استثنایی برای بازسازی ایران و نوزایش و درخشش فرهنگ و تمدن ایرانی خواهد بود.
حقوق مردم و الگوی توسعه
مردم ایران به‌عنوان صاحبان اصلی این سرزمین، خواهان حقوق بنیادین خود هستند؛ از آزادی، عدالت و برابری گرفته تا قانون‌گرایی، حاکمیت ملی، شفافیت، پرسشگری شهروندان و پاسخ‌گویی حاکمان. این حق شهروندان است که شکایت‌ها، اعتراض‌ها وخواسته‌های خود را به سمع و نظر حاکمان برسانند. دربرابر، این وظیفۀ حاکمان است که فروتنانه صدای مردم را بشنوند و خواسته‌های آنان را جامۀ عمل بپوشانند. سیاست‌شناسان، اقتصاددانان و توسعه‌گرایان بر این نظر صائب و سنجیده اند که الگوی اساسی و درازمدت در ایران باید برمبنای توسعۀ همه‌جانبه و پایدار باشد. اگر از مردم ایران در یک رفراندم نظرخواهی شود که الگوی توسعۀ پایدار را انتخاب می‌کنند یا به زندگی یارانه‌ای ماهانه قناعت خواهند کرد، تردید نمی‌توان کرد که اکثریت قریت‌به‌اتفاق مردم توسعۀ پایدار را برخواهندگزید.
تساوی قانون برای همگان
همۀ مردم و حاکمان بدون استثنا باهم برابر و ذیل قانون قرار دارند. هیچ‌کس نمی‌تواند مافوق قانون و یا برابر با آن باشد. از یاد نبریم که علی‌الاصول قانونِ عادلانه فصل‌الخطاب است و رعایت آن بدون استثنا بر تمامی مردم ایران و حاکمان به‌طور مساوی لازم و تخلف ناپذیر است. در اصل یکصد و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است: «رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است.»
بحران‌ فقر و تنگدستی
مبارزه با فقر با توزیع بسته‌های غذا در هیئت‌ها و تکیه‌ها و عرضۀ کیلومتریِ کیک و شیرینی در خیابان‌ها و میدان‌ها، در فقرزدایی از ایران راه‌گشا نخواهد بود. این روش مبارزه با فقر و گرسنگی حتی برای جامعۀ توده‌وار ایران نیز قابل قبول، تحمل‌پذیر و کارساز نیست. طبق اعلام مرکز آمار ایران، تورم نقطه به نقطۀ خرداد ماه جاری به 88.6 درصد و تورم مناطق روستایی به 108 درصد رسیده است. اکنون تورم سالانه ایران 62 درصد است. براساس گزارش صندوق بین‌المللی پول، در سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۰ درصد از خانوارهای ایرانی زیر خط فقر جهانی قرار دارند. رشد سرسام‌آور نقدینگی و گرانی طاقت‌سوز، با وعده‌ووعید و سکوت و دفع‌الوقت حاکمان رفع نمی‌شود. تا زمانی که بخش خصوصی مستقلِ ایران امکان تولید و عرضۀ فراورده‌های خود را نداشته باشد، فقر و تنگدستی مردم ایران ادامه خواهد یافت.
انواع فساد
ریشه‌کن کردن انواع فساد به‌ویژه فساد سیستمی در ایران، زمینه‌ساز تاسیس ساختارهای نوین اقتصادی و تجاری کشور است. بساط کاسبان تحریم و جنگ باید برای همیشه از صفحۀ روزگار ایران و ایرانیان برچیده شود. می‌توان کلیدواژۀ ابربحران‌های ایران را در یک کلمه یافت و آن چیزی جز «فساد گسترده و مداوم» نیست.
اصناف خشونت‌ورزی
اگر اصناف خشونت‌ورزی در ایران مهار نشود، چه در عملکردها و چه درتبلیغات، شامل تلویزیون، فیلم، سریال، منابر، تریبون‌ها و گردهم‌آیی‌ها، امنیت و آسایش از ایران رخت‌برمی‌بندد. این نکته درخور اهمیت و تأمل بسیار است که نفرت و کینه‌توزی با سوءاستفاده از دین، مذهب و نیز عادات و اطوار ناپسند و عامیانۀ افراد نادان، مزاحم و فرصت‌طلب، زمینه‌ساز بروز خشونت است. فرهنگ غنی و وجدان اخلاقی مردم ایران از کینه‌توزی و خشونت بیزار است. تزریق خشونت به جامعه و سرایت آن به جمع‌های آمادۀ درگیری، زدو‌خورد و خون‌ریزی، خشونت را مانند بیماری مسری سرعت و گسترش می‌بخشد و کشور را به ناامنی و تباهی می‌کشاند.
فرهنگ صلح، اخلاق شهروندی
ترویج فرهنگ صلح و اخلاق شهروندی از وظایف و مسئولیت‌های بنیادین دانشگاه‌ها، نهاد‌های جامعۀ مدنی، مطبوعات و رسانه‌های جمعی است. صلح‌طلبی از آموزه‌های ادیان، خردمندان، فیلسوفان و اخلاق‌گرایان است. بایستی فرهنگ صلح و تربیت «شهروند خوب»، از کودکستان تا دانشگاه سرمشق عنوان‌های درسی، متون درسی و کلاس‌های درس شود. روابط اجتماعی مردم آنگاه متمدنانه و تراز اخلاق است که فرهنگ صلح، بردباری و تساهل در ایران نهادینه شود و در ذهنیت و کردار شهروندان نسبت به یکدیگر عینیت یابد. چه بسا مردمی که در روستا زندگی می‌کنند و رفتارشان با خانواده و مردم روستا با ادب، غمگساری و کمک همراه است و افرادی که در شهر زندگی می‌کنند اما بهرۀ لازم از ادب، یاری و همراهی با یکدیگر ندارند.
سعدی در گلستان از پند دادن حکیمی به فرزندان خود که هنر بیاموزند، سخن می‌گوید. در نگاه پدر: «هنر چشمۀ زاینده است و دولتِ پاینده.» هنر در لغت به معنی کار نمایان و برجسته است، بدون چشمداشت مادی. هنر در کلام سعدی، علم و معرفت و فضل و فضیلت و کمال است و کیاست، فراست و زیرکی و دولت. کلام سعدی در نهایت ایجاز، از سویی پرده‌برداری از گوهر عقلانیت و اخلاق است و از سوی دیگر، نادانی، بی‌هنری و اِفلاس بی‌خردان:
«حکیمی پسران را پند همی‌داد که جانان پدر، هنر آموزید که مُلک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و سیم و زر، در سفر بر محل خطر است؛ یا دزد به یک‌بار بِبَرد یا خواجه به تَفاریق بخورد. اما هنر چشمۀ زاینده است و دولتِ پاینده وگر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفسِ خودْ دولت است؛ هر جا که رود قدر بیند و در صدر نشیند و بی‌هنر لقمه چیند و سختی بیند.
وقتی افتاد فتنه‌ای در شام
هرکس از گوشه‌ای فرا رفتند
روستازادگان دانشمند
به وزیریّ پادشا رفتند
پسران وزیر ناقص‌عقل
به گدایی به روستا رفتند.»
آنچه ملتی را به هنر می‌رساند- که دولتِ پاینده است-، خرد، اخلاق، دانش‌اندوزی و صلح‌طلبی است، نه هیاهو و اُشتُلُم و دشنام و سنگ‌پرانی. اگر این سرمشق در کار ملت و دولت به کار گرفته شود، شهروندان به دو گوهر فرهنگ و تمدن دست می‌یابند و به زیست فردی و اجتماعی خردمندانه نائل می‌شوند. سعدی پی‌آمدهای عبرت‌آموزِ بروز فتنه‌ها در کشور و شهر را در حکایت خود به خوبی ترسیم می‌کند. در هنگامۀ فتنه و آشوب، روستازادگان دانشمند به وزارت می‌رسند و پسران وزیر ناقص عقل، به گداییْ راهی روستا می‌شوند. این دو، نشانۀ سرنوشت محتوم هنرورزان دانشمند و ناقص عقلان تهی از دانش و هنر در درازنای تاریخ است.
 

@Drmahmoudi7

تیر ماه 1405

 

    

 

 

 

 

 

   
بالای صفحهصفحه نخست